بدبینی، توهم توطئه و برنامه ریزی
هنگام حرف زدن با مردم بسیار با این جملات مواجه می شویم: "هر کس را بخواهند از صندوق بیرون می آورند، اینها همه بازی است برای سرگرم کردن ما، همه چیز از قبل تعیین شده است..."
محوریت اینگونه استدلال ها رشد روز افزون نوعی بدبینی نسبت به نظام سیاسی است. به این معنا که اعتماد به دولت و ارکان سیاسی نظام به شدت کم شده و شکاف میان دولت و ملت عمیقتر شده است. مردم دیگر به گفته ها اعتماد ندارند و تعهدات را باور نمی کنند. به زعم خودشان به اندازه کافی دروغ شنیده اند و گوششان از وعده های توخالی پر است.
سلامت انتخابات به غایت نزد مردم مخدوش است. فسادی که کل سیستم را در بر گرفته در اینجا خودش را عریان تر نشان می دهد و این تصور را به وجود می آورد که همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و تلاش ما بیهوده است. این اوج بی اعتمادی است. تخلف و تقلب در هر کجای دنیا ممکن است وجود داشته باشد. در ایران هم به همین شکل. اما نه آنگونه که عده ای گمان کنند همه چیز مو به مو از قبل معین شده. انگار که ۱۹۸۴ اورول محقق شده باشد.

نتیجه مسلم چنین وضعیتی تضعیف ذهنی و عینی حق مردم در تعیین سرنوشتشان و دل بستن به سقوط نظام سیاسی موجود است. دروغ، وعده های بی حاصل، دزدی، رشوه، به جای مردم حرف زدن و توهین به شعور آنها و هزار و یک نقص و ضعف و فساد دامنگیر موجب شده است تا میدان سیاست بیش از هر زمان دیگری سیاه باشد. قدم گذاشتن در این میدان ریسکی بزرگ است. خاصه برای آنکه بخواهد سیاست ورزی اخلاقی پیشه کند.
ته نوشت: دروغ! خدایا چقدر دروغ؟